پرش به محتوای اصلی

درباره‌ی ESellBox

مشتری نباید بین پنج جا گم شود

ESellBox از یک مشاهده‌ی ساده شروع شد: کسب‌وکارها یک فروشگاه، یک شماره‌ی واتس‌اپ، یک فایل اکسل و یک پنل پیامک را کنار هم می‌گذارند، و هیچ‌کدام مشتری را به دیگری وصل نمی‌کند.

چطور می‌سازیم

اصولی که در خود محصول نوشته شده‌اند

این‌ها شعار نیستند؛ قاعده‌هایی‌اند که هر بخش تازه پیش از رسیدن به دست شما با آن‌ها سنجیده می‌شود.

  • فارسی از پایه

    راست‌چین، تاریخ شمسی، تومان و ریال، و متن‌هایی که از زبان کسی نوشته شده‌اند که هر روز با پنل کار می‌کند؛ منشی، فروشنده، مدیر.

  • جدایی داده‌ها، تا پایگاه‌داده

    هر فضای کاری فقط اطلاعات خودش را می‌بیند و این قاعده در پایگاه‌داده هم بسته شده است، نه فقط در صفحه‌ها.

  • هیچ پیامی بی‌اجازه

    هیچ پیامی به مشتری خودکار فرستاده نمی‌شود مگر با قانونی که کسی از تیم شما روشن کرده، و پیام تبلیغاتی فقط با رضایت.

  • هوش مصنوعی، مشاور نه تصمیم‌گیر

    هر پیشنهاد هوش مصنوعی برچسب دارد، قابل ردیابی است و تا کسی تأییدش نکند به مشتری یا سایت نمی‌رسد.

  • آزموده مثل کار واقعی

    بخش‌ها همان‌طور آزموده می‌شوند که آدم‌ها کار می‌کنند: از ثبت‌نام و پذیرش بیمار تا گزارش هفته، و فروشگاه وردپرسی واقعی.

  • هر تصمیم، با دلیلش

    هر تصمیم مهم ساخت با دلیلش نوشته می‌شود؛ تا فردا هم معلوم باشد چرا چیزی این‌طور است و آن‌طور نیست.

راه پیش رو

CRM پایه است، نه سقف

بعد از مشتری و باشگاه، سئوی هوشمند آمد تا سایت هم از آنچه واقعاً می‌فروشید اولویت بگیرد. هر بخش تازه به همان پرونده‌ی مشتری وصل می‌شود؛ نه کنارش.

  1. پایه

    مشتری، پیام و فروش

    پرونده‌ی مشتری، صندوق پیام، معامله‌ها و خودکارسازی.

  2. وفاداری

    باشگاه مشتریان

    کیف پول، کش‌بک، سطح‌بندی و معرفی دوستان.

  3. هر صنف

    بخش‌های تخصصی

    مثل کلینیک ارتوپدی فنی؛ هرچه چند کسب‌وکار واقعاً لازم داشته باشند.

  4. دیده‌شدن

    سئوی هوشمند

    کارهای هفته برای سایت، از روی آنچه می‌فروشید.